غزه، کودکان که داشتند ادای پروآز در می آوردند به بازی، ناگهان پر گرفتند و به آسمان صعود کردند. اهواز، پیرمرد فزرتی با آن عصای لرزآن با چنان شدتی همه جا را می دید که نور از روز رفت، همه جا سیاه شد. سنگ فرش های خیابان های سان سالوادور، منتظر خون من نباشید، جاهای زیادی هست که باید بمیرم.

No comments: