بعد از نه سال تمام بالاخره مسواکم به آرامش رسیده و شب ها به جای کمد در جا مسواکی بالای دستشویی می خوابد، بعد از نه سال می توانم بگذارم حوله ام در حمام بماند و هربار لازم نیست برای حمام کردن تشت زیر بغل بزنم. میوه و ماشعیر و کره پنیرم در یخچال آرامند و بار بعد هم که بروم همانجا خواهند بود. در مستراح خودم می رینم و بعد از نه سال تمام پشت میز خودم می نشینم. همه ادوات و وسایلم به آرامش رسیده اند، نمی دانم خودم با اینکه پرده ها را نصب کرده و حتی چین هایشان را هم یکنواخت پخش کرده ام هنوز آنقدر احساس آرامش نمی کنم که سامانه عامل رایانه ام را جایگزین کنم.
Subscribe to:
Posts (Atom)