تابستان نوزده پنجاه و سه، من هنوز خاکستر تو را به بینی می کشم و نشئه می شوم. ا
دست بردار امیرو، سازشو بردار برو پرت کن تو دریا، دست بردار امیرو، سازشو پرت می کنی؟ الاغ!؟