برویم با هم دیگر هشلهف بشویم و گم بشویم در فکرهای مزخرفمان؟ برویم با هم؟ یا برویم مسابقه خیال بگذاریم با هم که هر کس خیال هشلهف تری کرد؟ خودمان هشلهف بشویم یا خیال هشلهف کنیم فقط؟ برویم با هم از دوبی بنزین وارد کنیم کیلویی هفتاد تومن؟ عاشقانه؟ احمدی نژاد؟ برویم؟ برویم با هم؟ میای؟ خدا پشتش را به ما می کند ها! مغضوب علیهم می شویم ها! برویم با کله مان روی کیبورد تایپ کنیم؟ با هم؟ یثبقرل د تاذلرفببزفق فقف5قفقق4ق5ف 5فق؟ میای؟ برویم با هم؟

پیش از آنکه خاک گورت کنده شود

می خواهم در آغوشت بگیرم.

نمازهای بی خم، بی ابرو، نمازهای بی فریاد

ماها توی اخلاق ارتباطی مون خیلی بیشتر از اینکه شبیه به استریت ها باشیم شبیه هوموسکژوآل ها هستیم، توی مجالسمون، توی جشن ها، مهمونی ها، مدرسه، دانشگاه، محل کار، خیابون، همه جا. درست بر عکس جهت حرکت خلقت، اونوقت هی هرکدوم تنها می مونیم و هی فکر می کنیم چرا؟ بشاش توش

عرب ها رو سیر نگه دار و ایرانی ها را گرسنه، عرب ها رو سیر نگه دار و ایرانی ها را گرسنه، عرب ها رو سیر نگه دار و ایرانی ها را گرسنه، عرب ها رو سیر نگه دار و ایرانی ها را گرسنه، عرب ها رو سیر نگه دار و ایرانی ها را گرسنه.

عرب ها سیر، ایرانی ها گرسنه. عرب ها سیر، ایرانی ها گرسنه. عرب ها سیر، ایرانی ها گرسنه.

سه چارتا پنج تا، سه چارتا پنج تا، سه چارتا پنج تا، سه چارتا پنج تا

در برقرار کردن ارتباط با آدم ها چندان هم نا موفق نبوده ام. وقتی در خیابان های شهر میانشان راه می روم نه از من می ترسند و نه حتی برایشان جالب هستم. خیلی راحت از کنارم می گذرند. حتی امروز در یک میدان شلوغ چندین نفر با من حرف زدند، هی به من می گفتند "موتور؟ موتور؟" اصلا از آنها نترسیدم. می خواهم اینجا بمانم.

* این متن ترجمه مستقیمی است از قسمتی از "خاطرات یک مریخی با سه کله و سه دست و سه پا و سه چشم" ترجمه مستقیم از زبان مریخی توسط نگارنده این سطور.

خواب دیده که من و او بوده ایم در جایی نه شبیه قبرستان، ولی قبرهای زیادی بوده اند، شبیه قبرستان نبوده اما قبرهای زیادی بوده اند. من او را برده ام بالای قبری خالی – همه قبرها خالی بوده اند – و به او گفته ام که این قبر من و توست – قبر ما دو طبقه بوده است – و او گفته که " من می خواهم در قبر زیری بخوابم" ، و دیگر اینکه عجب!

موتور؟

جوان ژیگولی که از روبرو می آمد تسبیح قرمزی بین انگشتان داشت، لحظه ای به درون بانک نگاه کرد، تسبیح از دستش افتاد؛ خم شد و برداشتش؛ از کنارم گذشت.

می خواهم یک لیست از رفرینگ یو آر ال هایم تهیه کرده و به اطلاع عموم برسانم. مردم چه چیزهایی که سرچ نمی کنند، حتی من که این همه بی حیا هستم هم رویش نمی شود آنها را به شما بگوید. خاک بر سر حشریتان.

Ten: Kiss me on the lips

Nine: Run your fingers through my hair

Eight: Touch me….. ss..l..o..w..l..y..

Seven: …

Hold it,

Let’s go straight to number one.

یه نفر یه گوشه ای نشسته و یه ریز داره سقوط کامو می خونه، تو یکی از کمدا، کابینتا، زیر یه میزی یه تختی، نمی دونم، ولی پیداش کنم پوستش رو می کنم.

Imagine… there is no heaven… nothing for die or killing for, and no religion too… no countries… above us only sky… I wonder if you can







خدمت سلیمان پسر داوود

در صورت امکان به باد بفرمایید تنهایی من را هم ترانه ای بخواند، گمانم اسم من و بعضی دیگر در لیست منحوس شما از قلم افتاده باشد.

پی نوشت: این آخرین باری است که برایتان می نویسم، بار بعد نیمه شبی خدمت رسیده، از بغل مادام "سبا" بیرونتان می کشم، سرتان را گوش تا گوش بریده و به درگاه الهی دی اچ ال می کنم. خود دانید.

با تشکر

نگارنده این سطور

آره پیام عزیز، قوم یهود نمدونم چند سال پیش نفرین شد که شما بی موطن و آواره خواهید بود. حالا اونا وطن دارند و چه وطنی هم. و ما، هم کیشان سلمان فارسی، قوم برگزیده خدا، ساکنین سرزمین ملکوت، شیعیان واقعی حضرات، به لطف خودمان و یاری بی دریغ حضرات، تو سرزمین خودمون هم آواره ایم و منفور. نفرین، همیشه هم دامن نفرت را نمی گیرد. پیام، دوست خوبم!

[Unknown Woman:]

I fuck you because you're famous.

I fuck you for your money.

I fuck you to control you.

I fuck you so someday I can have half of everything you own.

I fuck you to fuck you over.

I fuck you 'til I find someone better.

I fuck you in secret.

I fuck you because I can't remember if I already fucked you before.

I fuck you out of boredom.

I fuck you because I can't feel it anyway.

I fuck you to make the pain go away.

[Manson]:

Fuck you because I loved you

Fuck you for loving you too

I don't need a reason to hate you the way I do.

Fuck you because I loved you

Fuck you for loving you too

I don't need a reason to hate you the way I do.

HATE YOU THE WAY I DO.

[Unknown Woman:]

I fuck you so I can feel something instead of nothing at all.

I fuck you because you're beautiful.

I fuck you because you're my nigger.

I fuck you because I am your whore.

I fuck you because you are a whore.

I fuck you for fun.

I fuck you for fun.

I fuck you because I can.

I fuck you so I have a place to stay.

I fuck you so you will protect me.

[Manson]:

Fuck you because I loved you

Fuck you for loving you too

I don't need a reason to hate you the way I do

Fuck you because I loved you

Fuck you for loving you too

I don't need a reason to hate you the way I do

HATE YOU THE WAY I DO.





Para Noir - Marilyn Manson
1.22 MB

دست یکی گیر افتادی که خیلی خیلی قدرتمنده، هیچ راه فراری هم نیست و مجبوری به هر چی اون می گه تن بدی. این جور موقع ها التماس و چس ناله و اینا فایده نداره، مخصوصا وقتی طرف برگرده بگه:

و اگر می خواستیم، حتما به هر کسی هدایتش را می دادیم، لیکن سخن من محقق گردیده که: "هر آینه جهنم را از همه جنیان و آدمیان خواهم آکند."

این جور موقع ها من می گم : " به ک*رم! به ت*مم! هر گهی می خوای بخوری بخور تخم سگ!"

یه چیز دیگه هم کمه، یه دسته محکم فولادی که دقیقا جلوی روت باشه، که وقتایی که لازم می شه بگیریش و تا می تونی زور بزنی، بدون اینکه نگران بشی که الانه از عقب می افتی تو کثافت خودت. محکم ولی باید باشه دسته هه ها! محکم نباشه QC خبری نیست.

یه پا متخصصم من دیگه در امر دبلیو سی مثلا ها!

جنگجویان وطن بوی خون و باروت را از آن سر دنیا فهمیده اند، آلت جنگشان نعوظ کرده، سر میدان ها و چهارراه ها با چشم های دریده و ریش های در هم بوق جنگ راه انداخته اند. هاه هه، مرحبا اخوان، الله بعونکم.

()

Hey, hey, hey Doc, common … hurry up … we got a man down here, we got a man down.

()

آها، قضیه اینه که دیشب واسه اولین بار کیسه بکس دیدم امروز رفتم کلاس بکس اسم نوشتم فردا هم اولین جلسه شه.