گیر دادن به کثافت دنیا و بد گفتن از زشتی آدم ها و رسم دنیا، به علاوه نق نق های مدرن و پست مدرن، سیاه کاری های کاغذ و سیاه پروندن به حلق خواننده و بیننده و شنونده و غیرنده، به علاوه زرت و پرت های روشن فکر مآبانه غمگین و روغنی که عین پوست و ناخن مرده می چسبه به دل روده آدم، کار آدمای بیکاره، وقت اضافی می خواد، که لنگاتو بزنی به دیوار، زل بزنی به سقف، سیگار دود کنی و زیر لب هی بگی "آه من چقد بدبختم"، و تو دلت بگذره که "من از همتون بیشتر می فهمم، حیف که فرصتش پیش نمی آد خودم رو نشون بدم، پس در همین اثنا چس ناله هام رو می دم به خوردتون."
قبول نداری؟ امتحان کن!