من سیاهی می شوم با موهای وزوزی و ریش های از ته تراشیده و دماغ پهن و یک گیتار چوبی که خودم ساختمش. شب های کارخانه، بین شیفت ها که وقت می کنیم قهوه ولرم بنوشیم در لیوان های استیل بزرگ دسته دار با گیتارم آن جماعت کاسه توآلت ساز را میخکوب می کنم و زخمه هایم، اما وقتی می برندم به استودیو با آن ریش های از ته تراشیده و یقه اسکی، حتی جرات نمی کنم سر بلند کنم موقع اجرا و گند می زنم. سیاهی هستم با موهای وزوزی که "شی" از برم رفته و این بار نمی دانم به کجا. مگر دلیل همه شکوه های عالم چیزی غیر از این است؟ بی بی سی این را فهمیده، اما نمی تواند حالیم کند که او هم فهمیده. "شی" رفته و روشنایی ای در کار نیست. جرات نمی کنم خطوط خالی ترانه ام را کامل کنم و تیلیک تیلیک عرق می ریزم روی گیتار چوبی که باد کند.


Bill Withers - A'int No Sunshine

Youtube

3 comments:

Anonymous said...

خیلی خاص می نویسی!می دونستی؟!

mohammad hajiani said...

Xoda yar, Xodaii...
Radio Head Gush mikonam ba'zi shab ha...
Gahi Yadi mikonim ba EmaD,

Mibinam...

احسان said...

حاجی واسه اولین باره دارم وبلاگ باحالی مثه ماله تو میبینم. هنوز همه نوشته هاتو نخوندم. من اعتماد به نفسم به قولی خودت "ریده". زبونم هم میگیره. خلاصه تو خودمم . اما با خوندن نوشته هات یه جوره باحالی میشم.