همیشه دوست داشتم یکبار هم که شده با مریخی به سفر بروم، حتی همین گشت های شبانه شان روی همین کره خودمان، زمین. تمام کار ترجمه پیام ها، نظافت سفینه و قرارگاه و همه این گنده کاری هاشان با من بود و هربار می گفتم که مرا هم ببرید رم می کردند و چنان صداهای دیستورت شده از خودشان خارج می کردند که به غلط کردن می افتادم. رامین رییسشان است و اسم زمینی اش را هم بر خلاف بقیه خیلی دوست دارد. یکبار دلایلشان را کامل برایم توضیح داد. از بس که حرف زد مجبور شدم تظاهر کنم که قانع شده ام و طبق معمول فهمید. فقط گفت کار احمقانه ای نکنی. چون هیجان زده شده بود فرکانس زر زدنش خیلی بالا رفته بود، گوشم چنان آزرده شد که دو هفته زنگ می زد، انگار توی کلانتری سیلی خورده باشم.

در هر صورت، امشب آن کار احمقانه را خواهم کرد.

No comments: