- گوشه ناخنش رو چنان می خوره که داغ داغ می شه، اما خون نمی آد، انگشتش رو محکم می کشه به شلوار جینش، گوشت لختش داغتر می شه، حس می کنه که داره گر می گیره، آکواریوم خالی ماهیا گوشه راهرو، آسانسوری که همیشه روی دورترین طبقه ایستاده، سردرد و بوی گند سیگاری که تازه بازم نتونسته نکشه توی مشامش.
- لباس زیر، یه دونه تاپ زرد که حالا خیس خیسه، و مانتویی که روش پوشیده همه به تنش چسبیدن، خفگی؛ داغی نون سنگک دستش اوضاع رو بدتر می کنه، آکواریوم خالی ماهیا گوشه راهرو، چیزایی زیر لباس زیرش وول می خورن انگار. بوی سیگار پسر و دیدن گوشت که کشیده و بلند می شه از گوشه ناخنش. آسانسور می رسه.
= طبقه آخر، در آسانسور که باز می شه نون سنگک بین بدنهای داغشون له شده و لب های هیچ کدوم ذره ای نگران بوی سیگار نیست، بی محابا می بوسن، جاهایی توی تن جفتشون گز گز می کنه.
1 comment:
cheghadr dustim umad az in neveshte.
kheyli.
zerto pertetuno dust daram.
Post a Comment