نامه ای به یاران دهلیز
روح الله و صدام عزیز. سلام. این نامه را از زمین برایتان می نویسم. از این سوی خط. از عالم اول خدا. از تهران، شهری که هردویتان خیلی دوستش داشتید. نمی دانم از وضع کنونی ما تا چه حد با خبرید. ما همیشه و همه جا از صدام به بدی یاد می کنیم. اما من خوب می دانم که شما دو نفر با هم دوستید و آنجا در دوزخ با هم هم عذاب و هم سفره و حتی هم حفره اید. من می دانم که آنجا در آن در آن بگیر و ببند دوزخ، شما دو نفر، تنها کسانی هستید که برای هم مانده اید. نمی خواهم با ابراز احساسات و عقاید درونی ام به شما، اوقاتتان را از این که هست تلخ تر کنم. اما فقط این را بدانید و دل خوش دارید که من هیچ گاه از یکی از شما به تنهایی یاد نمی کنم، در یاد من هم شما همیشه با همید. کاش آنقدر بزرگ بودم که می توانستم پستی در کادر پرسنل جهنم داشته باشم و شخصا به حضورتان می رسیدم. قصد داشتم تلاش های برای دلداریتان بکنم، اما همان احساسات و عقاید درونی که گفتم مانع می شوند. این را شما بهتر می فهمید. شما به پتانسیل پستی آدمی اشراف کامل دارید. زیاده عرضی نیست.
باقی بقایتان!
پی نوشت: نامه را سرگشاده رها می کنم، مولایتان ابلیس قطعا به گوشتان خواهد رساند. هوایتان را داشته و دارد.
خدایار دوستار
2 comments:
روح صدام هم به خدا پیوست؟!؟!؟
I left my comment.
Post a Comment