جوان ژیگولی که از روبرو می آمد تسبیح قرمزی بین انگشتان داشت، لحظه ای به درون بانک نگاه کرد، تسبیح از دستش افتاد؛ خم شد و برداشتش؛ از کنارم گذشت.

No comments: