در برقرار کردن ارتباط با آدم ها چندان هم نا موفق نبوده ام. وقتی در خیابان های شهر میانشان راه می روم نه از من می ترسند و نه حتی برایشان جالب هستم. خیلی راحت از کنارم می گذرند. حتی امروز در یک میدان شلوغ چندین نفر با من حرف زدند، هی به من می گفتند "موتور؟ موتور؟" اصلا از آنها نترسیدم. می خواهم اینجا بمانم.
* این متن ترجمه مستقیمی است از قسمتی از "خاطرات یک مریخی با سه کله و سه دست و سه پا و سه چشم" ترجمه مستقیم از زبان مریخی توسط نگارنده این سطور.
1 comment:
هر غلطي ميخواي بكن!
Post a Comment