حالا که ساعت یازده شب اومدم اینجا و می بینم ای پیم از کلاس بی عوض شده و هیچ کاریش هم نمی تونم بکنم، حالا که این طوری شده، چیکار کنم خب؟ این جوری شده دیگه. پشه هه رو بالاخره کشتم.

من یه نقاشی می خوام، یه دلقکی که داره گریه می کنه، با گریم سنگین که اشکاش توی گریم راه باز کردن، مث اون حاجی فیروزه توی "سو و شون". خودم دیشب سعی کردم بکشم، خوب نشد. گوگل هم اون چیزی رو که می خواستم بهم نداد. می شه....؟

هیچ حرفی ندارم واسه گفتن، حتی عقربه کوچیکه هم می چرخه.

اگه اون دلقکه رو یه نفر ...

No comments: