بعد از نه سال تمام بالاخره مسواکم به آرامش رسیده و شب ها به جای کمد در جا مسواکی بالای دستشویی می خوابد، بعد از نه سال می توانم بگذارم حوله ام در حمام بماند و هربار لازم نیست برای حمام کردن تشت زیر بغل بزنم. میوه و ماشعیر و کره پنیرم در یخچال آرامند و بار بعد هم که بروم همانجا خواهند بود. در مستراح خودم می رینم و بعد از نه سال تمام پشت میز خودم می نشینم. همه ادوات و وسایلم به آرامش رسیده اند، نمی دانم خودم با اینکه پرده ها را نصب کرده و حتی چین هایشان را هم یکنواخت پخش کرده ام هنوز آنقدر احساس آرامش نمی کنم که سامانه عامل رایانه ام را جایگزین کنم.

3 comments:

آری بابا said...

agha kheili bahalk minevisi kheili hal kardam.eival.kheili vaght bood ke webi be in khoobi nadide boodam.be ma sar bezan
aribaba

afshan said...

vali khodaee hichi be andazeye ridan tuye mostarahe khuneye khode adam hal nemide!

ehsan.hp@gmail.com said...

خیلی توپ بود خدایار جان ، واقعا چه مرارتی کشیدی تو این مدت؟
خدا قوت