گیر دادن به کثافت دنیا و بد گفتن از زشتی آدم ها و رسم دنیا، به علاوه نق نق های مدرن و پست مدرن، سیاه کاری های کاغذ و سیاه پروندن به حلق خواننده و بیننده و شنونده و غیرنده، به علاوه زرت و پرت های روشن فکر مآبانه غمگین و روغنی که عین پوست و ناخن مرده می چسبه به دل روده آدم، کار آدمای بیکاره، وقت اضافی می خواد، که لنگاتو بزنی به دیوار، زل بزنی به سقف، سیگار دود کنی و زیر لب هی بگی "آه من چقد بدبختم"، و تو دلت بگذره که "من از همتون بیشتر می فهمم، حیف که فرصتش پیش نمی آد خودم رو نشون بدم، پس در همین اثنا چس ناله هام رو می دم به خوردتون."
قبول نداری؟ امتحان کن!
5 comments:
شِت!
بگو :"گندامی." مثه یه ورد میمونه.خوبت میکنه...
تولید انبوه
آره.دقیقن همینه که تو میگی.
پوست و ناخن مرده می چسبه به دل و روده ی آدم؟!
بله ...آقاي دوستار...آقاي خدايار دوستدار...
هيچ ميدانستيد اسمتان يك جور با مزه اي مال خود شماست ؟
روزهاي اول سال را هيچ وقت دوست ندارم . روزهاي اول هيچ چيز را ...
آخرين دانه ي فندق ها يمان هم كه يا تلخ است يا كور!
دارم داستان هايتان را مي خوانم.
همين جور بدون ترتيب.
بيرحمانه اميدوارم سالها زنده باشيد.
نوروز مبارك جناب خدايار دوستار
يه بار كمرت به ديوار پات رو زمين
يه بار پات به ديوار كمرت رو زمين
يه بار كلا رو زمين
هميشه رو هوا
تا حالا اونقد از بيكاري دراز كشيدي كه كمرت رو از درد نتوني راست كني
معلومه كه نه شما ها پسريد و تنها كاري كه پسرها نمي تونن انجام بدن پرواز كردنه كه البته اجازه اون رو دارن منتها تواناييش رو ندارن
بازم دم خدا گرم
Post a Comment