پس مثله شدم، به پنج قطعه پنج وجهی.

ول کن بابا، مث اون یارو که فامیلش مادرشاهی بود، به تو هم می آد تو فامیلت "مادر" داشته باشی زیاد.

اینجا که دورم از بیشتر کتابهام، هوس حسین منزوی از پر رفت و آمد ترین هوس های صبح های علی الطلوعمه که دهنم گس می شه از سیگار. گشنه هم که بشی، نور معرفت علی القاعده باید از چشم بیرون بزنه، می زنه:

"می کنم الفبا را، روی لوحه سنگی - واو مثل ویرانی دال مثل دلتنگی"

یا

"جز همین در به در دشت و صحاری بودن - ما به جایی نرسیدیم ز جاری بودن"

یا

"زنی که صاعقه وار اینک ردای شعله به تن دارد

فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد"

2 comments:

poopak said...

یا اینکه
کسی که رسم سفر می نهاد اول بار
چگونه دل ببرید از دیار و دیده ز یار
به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم

Anonymous said...

زنی که صاعقه وار آنک ...