مرد قبیله که تا دیروز زمین شخم می زد و خسته و خیس عرق با زنش می خوابید، حالا آر پی جی بر دوش گرفته و با دیوث ها می جنگد، دست و دلش دیگر نه به گیس زنش می رود، نه به پتوی پس افتاده بچه اش.
چند سال باید فکر کنم تا بفهمم "این تقدس است یا تهوع"؟
حالا باید برویم خاک را با بولدوزر برداریم ببینیم چند درصد استخوان دارد. وقتی برگردم قبیله مرا خواهد بخشید؟ غمم همه از همین است. قبیله ای اگر باشد. این است که زانو زده ایم و آواره ایم در خشکی زمین، دست به دعا.
قبیله، خواهدم بخشید؟






No comments: