ما تمام خیابون های شهر رو با هم قدم می زنیم، بالا می ریم، از پله ها، دوباره و سه باره، یه جاهایی می ریم که انگار واسه پیاده روی یه زوج جوان خوشبخت ساخته شدن، کاریش نمی شه کرد، بعد ما رو با هم می بینن، انگار که دو تا روح رو در حال تولید مثل دیده باشن بهمون نگاه می کنن و ما هیچ کدوم نه به روی خودمون می آریم و نه به روی اون یکی، آخه ما
گربه های
فضایی هستیم.
امضا: چندتا از داخل شدگان
No comments:
Post a Comment