من؛
را از میان شعله ها و آتش نجات داده اند؛ در مراسمی شبیه شاهنامه خوانی.
وقتی طعام آتش مهیا شده بود و بنز و اسکانیا به چشم و چراغ هم شهوت انگیز آمده بودند. آتش بود بگیرم نزدیک، من نمی آمدند مگر همان سوپر من با لباس آبی.
مقصر فرار کرد، خانه پدری؛ واژه ها ویران می کنند. همه چیز تکرار می شود، تازه به تازه نو به نو
No comments:
Post a Comment