از چهار سالگی عاشق دختر داییم بودم که چهار سال از من کوچکتر بود؛ بزرگ که شدم به خاطر هیچ زندانی شدم و دختر دایی هر روز می آمد به ملاقاتم و می گفت "منتظرت می مونم." با چشم هایی که هی پر و خالی می شدند از اشک. یک روز دختر دایی تنهایی رفت دریا که به مرجان ها دخیل ببندد که آزاد شوم و برنگشت. دریا دختر دایی را برد. من از زندان آزاد شدم، بعد کلی سال، رفتم کنار ساحل بس نشستم که یالا دختر دایی رو پس بده، و اون آهنگ رو ... آره.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
4 comments:
salam khodyar
khoubi?
ehtemalan biam tehran vase nemayeshgah bebinamet
nemidonam chera delam barat tange
bye
salam,chand bar khastam inja benvisam nemishod. man az neveshtehat khosham miad. yak bar hasydim shod.nemigam koja ke dige mese oon nanvisi. :-)
daram dars mikhunam. baraye emtehane jaame.
اطلاعيه
يك عدد دختر دائي در حاشيه يك منطقه ساحلي شرق خليج فارش پيدا شده است.
لذا از تمامي دختر دائي گم كردهها دعوت ميشود با دادن نشاني، دختر دائي مكور را تحويل بگيرند.
رونوشت: سازمان اختراع و سرايش آهنگهاي محلي، جهت Customize و ويرايش آهنگ فولكلور دختر دائي گمشده.
رونوشت: جناب آقاي خواننده سندي و ساير همكاران محترم
رونوشت: جناب آقاي باقري جهت استحضار و اقدام عاجل
...
اگه تو فردا بیای فردا بیای
آب شیرین نذر کنم
...
Post a Comment