ده دقیقه از صدای تهران دیشب، چارشنبه سوری، رو ضبط کردم. با کیفیت عالی. حالا می خوام با صدای لرزون شبیه به صدای حیاتی روش شعار بدم که تهران فتح شده. به هر سرویس خبری ای که بخواد با قیمت ارزون می فروشمش.
از دو سه روز پیش اطلاعیه زده بودن که مراسم چارشنبه سوری رو تو خوابگاه برگزار می کنیم امسال، مثل هرسال در کنار شما هستیم. فکر کردم خب حتما بته روشن می کنن و از روش می پریم و شاید رقصی هم باشه، گرچه تک جنسی و همجنس گرایانه. امشب که رفتم پایین دیدم فوق لیسانس و دکترا دارن واسه هم ترقه و فشفشه در می کنن با عکس گوگوش، منم گوزیدم اون وسط از شما چه پنهون. خوب بود، لاقل یه ده دقیقه ای هم هیجان به خودم تلقین کردم و جیغ زدم.
تو هوای شهر بوی باروت می اومد. یاد کودکی ها کردم و صدام، خمینی هم بود. سال خوبی خواهد بود؟ من و آتش که سرخی و زردی مان رو پیش خودمان نگه داشتیم تا هفته بعد، روز مبادله.
No comments:
Post a Comment