از پس پی بردن به قابلیت تکثیر و ادامه، و روشن شدن عواقب آنچه با حوا مرتکب شده اند، آدم ابوالبشر، گریه و مخدرات را با هم کشف کرد، به روز سوم اقامتشان در زمین.
همان شب، آدم که با قامت سه ذرع و نیمی اش روی حوا خوابیده بود، افتخار هر دو کشف را به عنوان دست خوش بار گرفتن از او، به حوا هدیه کرد.
ابوالبشر، بابای مغموم مغبون، و حوا، بی گناه ترین بدنام تاریخ، نه کودکی ای داشتند و نه مادری. پس، برای همدیگر گریه کردند و سیگاری بار زدند.
3 comments:
سلام. خویشاوندیتمون مبارک باشه. فکر کنم اگه یکی از نوادگان آن دو، کودکی نداشتند و در کودکی نداشته سیگاری بار زدند من بوده ام. البته کمی.البته هیچکس از کیفیت عشقبازی آنها خبر ندارد که اینگونه نوشته ای. فکر کنم آن وقتها که نه عبادت اختراع شده بود و نه سینه زنی، آنها بسار وقت داشته اند که چیزهایی از این دست (در حول و حوش عاشقانگی) از خودشان صادر کنند. همین ها.
سلام. خودم هم خبر ندارم درباره چه داستانی حرف می زنند. تازه من اصلاً نشنیدم که حرف بزنند. شاید منظورشان جایزه شهر کتاب باشد که با ÷ارتی بازی اومدم دور دوم. دیگه اینکه حقیقتاً درباره اوضاع آن دو یعنی آدم و حوا دوست دارم حرف بزنم و تحقیقات مفصلی انجام بدم. جزء معدود کسانی اند که نمی شود آدم خودش را جایشان بگذارد. آدم جای آدم نمی تواند باشد! ا
سلام. من ترجیح می دم با کاغذ نامه بنویسیم. اینطوری عالیتره. آدرس من: اصفهان- دانشکاه صنعتی(-:-مجتمع امام جواد -بلوک 1- واحد 8.
Post a Comment