پانزده صفحه خزعبل؛ آسمان قبل تر ها فید تو بلک هایش را محافظه کارانه تر اجرا می کرد، حالا رک و زننده شده اند، هر ننه قمری می بیند شان. من، از آغاز گریه را می شناخته ام. اما، دماغه های تیز پیش رفته در خشکی مرا به نورهای خیره کننده گهگاه معتاد کرده اند. سرم روی تنم لنگر می اندازد، بیش از حد سنگین است. حال من خوب است، اما این کله ام روی تنم زیادی می کند، این را به وضوح حس می کنم.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
1 comment:
salam
mordam ta fahmidam koja bayad nazar dad
khosh migzare
khodyar
ye seri saite bahal didam
mitoni biari paiin
ro dvd bem bedi
?
Post a Comment