مصیبت، کشان کشان رسیده است. شمع ها در باد می لرزند. رخت دیروز روی زمین مانده و بوی سر به دیوار کوبیده شده و بوی مغز استخوان در هوا ساکن است. پرهای سفید آرام آرام فرود می آیند. جیغ ممتد سکوت؛ بوی مغز استخوان بیداد می کند. من
قبلا
اینجا
بوده ام.

1 comment:

امضا محفوظ said...

داستان سیمرغ بلورینت عالیه
جاده مالهالند رو دیدی؟