تو را که می بینم، بر حقارت خودم اشک می ریزم. که نمی توانم حتی مدیحه ای بگویم. که چنان اسیرم و در بند که حتی از برداشتن یک گام، حتی یک گام برداشتن در مسیری که تو تا انتها دویده ای عاجزم. عاجزم. تو را که می بینم...

1 comment:

morteza bayareh said...

ama in ke gofti madihe bud. madihe khazeane-ee ham bud.