اولش دست و پا می زنی، زیاد، دست و پاهات خسته می شه، می گیره. خوب که آب خوردی و تقلا کردی، تو یه لحظه جادویی، یهو ناامید می شی. می فهمی که فایده نداره. تسلیم می شی، مسلمون می شی. سر فرود می آری و راضی می شی به غرق. ماهی ها رو می بینی زیر آب. گیاهای کف رودخونه رو. دل می دی. دل
می
سپا
ری
با ریه های پر از آب.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment