حتی به من هم که با آن همه فرشته کور در کارون شنا کرده ام ربطی ندارد، فرشته هایی که فقط نیم رخ داشتند، از روبرو هم که به صورتشان نگاه می کردی نیم رخ می دیدی. تا قبل از آن همیشه از خودم و بعضی های دیگر می پرسیدم که آیا فرشته ها کور هم که بشوند باز می توانند شنا کنند یا نه؟ به همان قشنگی؟ و دیدم که نمی توانند. گرچه باز هم به من ربطی ندارد ولی از آن کورها بودند که چشم هایشان زیباست ولی پیداست که کورند، جور بدی بود، بهشان گفتم که حالا که اینقدر اصرار دارند شنا کنند، عینک دودی بزنند که آن چشم های بی حالتشان کسی را نترساند. سراسر کارون را پوشانده بودند فرشته ها، آن روز ظهر، و هیچ چیز به هیچ کس ربطی نداشت.

No comments: