Young girl came to her mother and said: “I want to know him, I may want to marry him” Mama said: “OK we will arrange a few meetings for you both” Young girl said: “We want to be alone in the meeting” Mama didn’t say “Shut the fuck up” she said: “We will make it up too” On some not crowded alley of the town young girl and that fucking stupid young boy are walking and having some light and warm feeling – going to be love – between and the old woman and old man are following them about 50 meters backward having an old and lasting feeling between, something like “fuck you forever my man, fuck you forever my woman” going to be murder, but slowly and creeping. Hmm, they broke up.
یه لاشه خر مرده کنار جاده، که سه روز پیش ماشین زده بهش و دل و روده اش رو ریخته بیرون، سه روز پیش، کالبد شکافیش کن بدون ماسک، بدون ماسک و کرم منتول زیر دماغ، دل و روده اش رو بررسی کن و گزارش بده که دقیقا کی مرده و ایضا یه گزارش دقیق بده از غذاهایی که توی یه هفته آخر عمرش خورده.
بعد فک کن که شب رفتی تو یه قبر خالی تو قبرستون خوابیدی، نیمه گم شده ات که اونور دنیاست یهو بهش وحی می شه که اون یکی نیمه اش رفته تو قبر خوابیده، خودش رو پاره می کنه تا می رسه به قبرستون و پریشون می آد بالای قبرت. سرش رو اول توی کادر قبر می بینی و می فهمی که خودشه، نزدیک تر می آد و می بینی که نفس نفس می زنه. خوب که نزدیک شد، اولین نگاهی که معنی عشق واقعی رو می ده رو می بینین، جفتتون، حالا وقتشه که اسلحه ای رو که گوشه قبر قایم کردی بکشی بیرون و یکی از چشم هاش رو هدف بگیری، از این فاصله نزدیک دیگه اگه تیرت خطا بره ریدی واقعا. مغزش می پاشه رو قبرای دیگه. تو می آی بیرون و خودت رو می تکونی. صبح شده، امروز چون شبش تا صبح بیدار بودی نمی ری سر کار. زنگ می زنی مرخصی می گیری. حالا برو بخواب توله سگ.
No comments:
Post a Comment