از قدیم گفتن "مستی و راستی" اما واسه من "مستی و مهربونی" ه. تا کله ام گرم می شه چنان قلبم رقیق و لطیف می شه که انگار همه اون چیزی که خوردم صاف رفته تو قلب و احساساتم، دلم واسه همه تنگ می شه، هوس عاشقی می زنه به کلم و انگار یه نیرویی هست که مجبورم می کنه که مستیم رو به یه نفر که ازم دوره اطلاع بدم. نیروش هم خیلی تکنولوژیکه، چون غیر اس ام اس هیچی رو قبول نمی کنه. دوست دارم فحش بدم. نه به کسی یا چیزی؛ فقط فحش بدم: فحش، ناسزا. دوست ندارم تایپ کنم دوست دارم فحش بدم
1 comment:
پس من " مي نخورده، مست " ام.
Post a Comment